ترانه آب ( اشعار شاعران ایران در ثنای قمر بنی هاشم ع )

به مناسبت 24 فروردین سالروز وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها

سالروز وفات همسر شیرخدا و مادر علمدار کربلا

(زندگی نامه و شیوه های توسل به آن بانوی مجلله )

 

نامش فاطمه دختر حزام بن خالد عامری و مادرش ثمامه بود. در حدود سال پنجم هجری در کوفه و یا اطراف آن متولد گردید. وی در عصر خود یکی از زنان با فضیلت، پرهیزگار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود .

پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است .

افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند . بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین( ع) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود .

 

گروهی از مورخان بر آنند که علی(ع) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س) ازدواج نمود . دسته ای دیگر می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده، اما در هر حال ، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری "سلام ا... علیها" صورت گرفته است .

گویند عقیل بن ابی طالب که آشنا به انساب عرب بود، پیشنهاد ازدواج ام البنین را به حضرت علی (ع) داد. حضرت این انتخاب را پسندید و او را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. حضرت علی ( ع ) با ام البنین ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس( ۲۶- ۶۱ق)، عبدا… ( ۳۶-۶۱ق)، عثمان ( ۳۸-۶۱ق) و جعفر( ۴۰-۶۱ق) بود که تمامی آنها در کربلا به شهادت رسیدند و سرور همه آنان حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود .

ام البنین چه در زمان حیات امام علی(ع) و چه بعد از شهادت ایشان برای شوهر گرانقدرش، زنی صمیمی، فداکار و با عفت بود. این بانوی فداکار وقتی کودکان خرد سال حضرت علی( ع) را دید، بلافاصله تصمیم به خدمت و پرستاری آنان گرفت و در این کار تا حد یک مادر واقعی پیش رفت وفرزندان فاطمه(س) را بر فرزندان خود مقدم داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان کرد وهمچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت. با کمال خوشرویی و سخنان محبت آمیز با آنها روبرو می شد؛ به خاطر همین وفاداری و رفتار شایسته او بود که زینب به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد.

چنانکه گفته اند، پس از چندی به مولا علی(ع) پیشنهاد داد به جای فاطمه که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را «ام البنین» صدا زند، تا حسنین (ع) از ذکر نام اصلی او توسط علی(ع) به یاد مادر خویش فاطمه زهرا (س) نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نگردد و رنج بی مادری آنها را آزار ندهد. به واسطه صفات نیکوی ام البنین بود که حضرت او را گرامی می داشت و از صمیم قلب در حفظ و حرمت او کوشید.

منابع تاریخی هیچ گونه گزارشی از حضورفعال او در زمان امام حسن (ع) و امام حسین(ع) ارائه نکردند. تنها گویند ام البنین در واقعه عاشورا در مدینه بود چنان که به آنانی که عازم سفر بودند، چنین سفارش کرد: چشم و دل مولایم امام حسین (ع) و فرمانبردار او باشید؛ البته وقتی بشیر و زینب او را از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) وفرزندانش باخبر نمودند، ام البنین همچنان از امام حسین (ع) خبرگرفت و چون بشیر خبر شهادت آن حضرت را به او داد، ام البنین گفت: «ای بشیر، بند دلم را پاره کردی!» و صدا و ناله شیون بلند کرد. می گویند بشیر گفت: خداوند به سبب مصیبت مولایمان امام حسین(ع) به شما پاداش بزرگ عنایت کند.

ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد !

به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد .

به هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(س) سپر خونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن را دید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.

وی هر روز برای فرزندش عباس نوحه سرایی می کرد و فرزند او عبید ا… را نیز به همراه خود می آورد. مردم مدینه برای شنیدن نوحه او گرد می آمدند و به سبب جانسوز بودن نوحه سرایی او همگی اشک می ریختند. باید گفت، آمدن ام البنین به بقیع نوعی انقلاب بر ضد بنی امیه و آگاهی مردم از ژرفای مصیبت بود. پس از آگاهی از جریان عاشورا و شهدای آن واقعه، ام البنین مجلس سوگواری و مصیبت در خانه اش برپا کرد. زنان بنی هاشم در آن جا گرد آمدند و برای امام حسین( ع) و خاندانش گریه کردند.

● وفات ام البنین

بنا بر قول مشهور، این بانوی بزرگوار در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ ق وفات یافت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد .

چنانکه اشاره شد، وی صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عبدا… ، عثمان و جعفربود. در این میان، نوادگان عباس که اکثر آنان درعربستان، عراق، مصر، اردن، ایران و ترکمنستان پراکنده می باشند، در علم و ادب، شعر و حدیث سرآمد عصر خویش بودند؛ از جمله ابویعلی حمزه بن قاسم بن علی بن حمزه بن حسن بن عبیدا… بن عباس از محدثان مورد اعتماد شیعه و صاحب کتاب «التوحید»، «الزیاره» و «المناسک» می باشد که مزار او در حله معروف است و مردم آنجا را زیارت می کنند .

 

  

راه های توسل به حضرت ام البنین"سلام ا... علیها"

 

 

1 – آنچه به تجربه به اثبات رسیده است و در کتبی که مربوط به کرامات این بزرگوار ثبت است( از جمله کتاب ستاره درخشان مدینه نوشته شیخ علی ربّانی خلخالی )، آمده است :

 

1- نذر زیارت کربلا به نیابت از حضرت ام البنین به این نحو که هرگاه حاجت مهمی تو را روی داد به نیابت ایشان به کربلا برو و ثواب زیارت را به روح این علیا مخدره هدیه کن و از ایشان بخواه که در درگاه الهی شفیع شده تا مشکلت بر طرف گردد . حتی اگر خودت نمی توانی به کربلا بروی ، خرج سفر کسی را تامین نما تا وی به کربلا رفته و به نیابت از ایشان زیارت به جا آورد . امید است که جاجت روا گردی چرا که به تجربه ثابت شده است که کسانیکه از این طریق به حضرت متوسل شده اند به حاجت خود رسیده اند .

 

2 – ختم سوره یاسین به طریقه زیر :

 

از شب جمعه ما بین نماز و مغرب و عشا تا هشت شب ( به تعداد فرزندان حضرت ام البنین و نیز فرزندان حضرت زهرا ) مشغول به تلاوت سوره یاسین گردد به نحویکه :

 

اولین شب جمعه به نیابت از حضرت عباس سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

در روز دوم که شب شنبه می شود به نیابت از عبدالله دیگر فرزند حضرت ام البنی سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید.

 

در روز سوم که شب یکشنبه می گردد به نیابت عثمان دیگر فرزند حضرت ام البنین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز چهارم که شب دوشنبه می گردد به نیابت از جعفر دیگر فرزند حضرت ام البنین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز پنجم که شب سه شنبه می گردد به نیابت از حضرت زینب سلام الله علیها سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز ششم که شب جهارشنبه می شود به نیابت از حضرت ام کلثوم سلام الله علیها سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز هفتم که شب پنج شنبه می گردد به نیابت از امام حسن علیه السلام سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز هشتم که شب جمعه می گردد به نیابت از اباعبد الله الحسین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

سپس با ذکر مصائب حضرت ابا عبد الله به حضرت ام البنین متوسل شده و از ایشان طلب حاجت نماید ان شاء الله برآورده می گردد

3 – ختم صلوات به طریقه زیر :

 

روز چهارشنبه شروع نماید تا چهل روز، هر روز پس از نماز صبح به تعداد 135 مرتبه به نام فاطمه صلوات فرستاده و به روح حضرت فاطمه کلابیه ، خانم ام البنین سلام الله علیها هدیه نماید . ان شاء الله در روز چهلم حاجت روا گردد .

 

در این ختم شرط است که اهل منزل از شروع این ختم مطلع نباشند و در طول این چهل روز مراقبه شدید نفس نماید که به گناهی مبتلا نگردد. حفظ چشم ، زبان و گوش شدیدا در این ختم چهل روزه توصیه می گردد . ان شاء الله امید است که پس از روز چهلم به زودی زود به حاجت برسد .

4 – ختم چهارده هزار صلوات به طریقه زیر :

 

اول وضو گرفته و دهان را با گلاب خوشبو نمایید. سپس سه مرتبه صلوات اسرار آمیز که ذکر می گردد را بفرستید و پس از آن به نیابت از حضرت ام البنین برای هر معصوم 1000 صلوات فرستاده و به روح پاک ائمه معصومین هدیه نمایید . سپس از حضرت ام البنین بخواهید که شفیع در درگاه الهی قرار گیرد و حاجت شما را از حضرت حق طلب نماید.

 

 

صلوات اسرار آمیز :

 

اللهم صلّ علی سیدنا و حبیبنا و شفیعنا محمد ، حاء الرحمه و میم الملک و دال الدّوام ، السیّد الکامل الفاتح ، کلّما ذکرک و ذکره الذّاکرون و کلّما سهی و غفل عن ذکرک و ذکره الغافلون صلاة دائمة بدوامک ، باقیة ببقائک ، لا منتهی لها دون ذلک و علی آله و اصحابه ، کذلک انک علی کل شیئ قدیر و بالاجابة جدیر

 

ترجمه :

 

خدایا بر آقا ، دوست و شفیع ما حضرت محمد که حرف حاء در نامش ، نشانه رحمت است و حرف میم در نامش ، نشانه ملک و سلطنت و حرف دالش ، نشانه دوام و بقاء است، همو که آقای کامل و گشاینده است ؛ درودی بفرست به تعداد هر آنچه که تو را یاد می کنند و هر آنچه که از تو غافل شده است ( یعنی به تعداد کل مخلوقات هستی که به شماره نمی آیند ) آنچنان درودی که به دوام تو دائم است و به بقای تو باقی ، و هیچ انتهایی ندارد و نیز بر خاندان پاک و مطهرش ونیز بر اصحابش، این چنین است که تو بر هر چیز توانایی و بر پذیرفتن حاجات جدیر

5 – ختم یک دوره کامل قرآن به نیابت حضرت ام البنین سلام الله علیها جهت رفع گرفتاریها موثر خواهد بود.

+ عبدالحسین عارفی ; ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢۳
comment نظرات ()

قبله اهل صفا / محمدعلی مجاهدی"پروانه"

قبله ی اهل صفا

- محمد علی مجاهدی

بر عهد خود ز روی محبت، وفا نکرد

تا سینه را نشانه ی تیر بلا نکرد

 

تا دست رد به سینه ی بیگانگان نزد

خود را مقیم درگه آن آشنا نکرد

 

تا هر دو دست را به ره حق ز کف نداد

در کوی عشق، خیمه ی دولت به پا نکرد

 

تا از صفای دل نگذشت از صفای آب

خود را مدام، قبله ی اهل صفا نکرد

 

شرح غم شهادت او را به نینوا

نشنید کس که چون نی محزون، نوا نکرد

 

در کارزار عشق، چو عباس نامدار

جان را کسی فدای شه کربلا نکرد

 

تا داشت جان، ز جانب مقصد نتافت رخ

تا دست داشت، دامن همت رها نکرد

 

در راه دوست از سر کون و مکان گذشت

وز بذل جان خویش در این ره، ابا نکرد

 

خالی نگشت کشور "الا" ز خیل کفر

تا دفع خصم دوست، به شمشیر "لا" نکرد

 

از پشت زین به روی زمین تا نیوفتاد

از روی غم، برادر خود را صدا نکرد

 

ره را به خصم با تن بی دست بست، لیک

لب را به آه و ناله و افسوس، وا نکرد

 

 

ام البنین که مظهر صبر و شکیب بود

غیر از فراق، قامت او را دو تا نکرد

 

"پروانه" ام به گرد رخ دوست ز آن که دوست

لطفی که کرد در حق مس، کیمیا نکرد

 

+ عبدالحسین عارفی ; ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢۸
comment نظرات ()

آرزوی آب / غزلی از غلامرضا قدسی

 

آرزوی آب

- غلامرضا قدسی

عباس نام دار، چو پا در رکاب کرد

گفتا خرد که جلوه مگر بوتراب کرد

 

شد جلوه گر چو ماه بنی هاشم از حرم

خورشید را ز شرم رخش، در حجاب کرد

 

با صد امید تا که فراهم نماید آب

رو جانب فرات، بسی با شتاب کرد

 

آمد لب فرات، لب خشک و چشم تر

تا نوشد آب، هر دو کف خود، پر آب کرد

 

افتاد چون به یاد لب تشنه ی حسین

از آب درگذشت و به خود، این خطاب کرد:

 

خواهی بنوشی آب ولی سوز تشنگی

دل های کودکان حرم را کباب کرد

 

این گفت و با دلی که همی سوخت از عطش

رو سوی خیمه ی شه "مالک رقاب" کرد

 

بود آرزوش ، آب برد در حرم ولی

گردون به عکس آرزوی آن جناب کرد

 

بر روی خاک تیره، چو آب زلال ریخت

جاری ز دیده، اشک چو در خوشاب کرد

 

در داد تن به مرگ و گذشت از حیات خویش

دست از حیات، شسته و مرگ، انتخاب کرد

 

"قدسی"! از این مصیبت جان سوز در گذر

چون این رزیه، خون به دل شیخ و شاب کرد

 

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢۸
comment نظرات ()

به یاد مدافعان حرم عقیله بنی هاشم ام المصائب خواهر ابوفاضل زینب کبری س

السلام علیک یا بنت رسول الله

در این روزهای خونین که در زینبیه میگذرد و در این روزها و روزها و ماههای گذشته که صدها تن از جوانمردان لبنانی و عراقی و پاکستانی و ایرانی و افغانی در دفاع از حرم دختر رسول خدا و خواهر اباالفضل العباس در شام به شهادت رسیده اند و در حالی که دلهای ما داغدار این سروهای رشید است که به دست خوارج و ناصبی ها و فرزندان بنی امیه و آل سعود بر خاک افتاده اند شعر زیر را - که نام  سراینده اش را نمی دانم - تقدیم حضورتان میکنم.

 

کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب

( خطاب به جنایات کاران سلفی و تکفیری و فرزندان بنی امیه و آل سعود در سوریه )

 

نخیزد آهی از عمق نهادی

که در آخر نگردد گردبادی

 

نریزد اشک مظلومی به دامن

مگر ویران کند کاخ فسادی

 

نوای نای مظلومان عالم

بلرزاند تن آل زیادی

 

سرانجام تبه کاران، تباهیست

نه اخدودی به جا مانده، نه عادی

 

الا ای خیل خون آشام ، در شام

نمانَد از شما حتی نمادی

 

نبردید از خرد، در شامه بویی

ندارید از خدا در یاد، یادی

 

شما را نیست جز شیطان ، مریدی

به غیر از ابن ملجم ها، مرادی

 

لکم یا زُمرةَ الإرهابِ تبّاً

أساسَ البَغیْ، رَمزاً للعِنادِ

( ای جماعت تروریست! ننگ و نفرین بر شما

که پایه ی طغیان و نماد دشمنی هستید )

 

دماءَ الناسِ أنتم تَستَبیحُون

و لاتخَشون من یومِ المَعادِ

(خون مردمان را مباح اعلام می کنید

و از روز قیامت نمی ترسید)

 

تِجاهَ الناسِ وجَّهْتم سِلاحاً

و اسرائیلُ تَسْکُنْ فی البلاد

(دربرابر مردم اسلحه کشیده اید

درحالیکه اسرائیل در سرزمینها(ی اسلامی) جا خوش کرده است)

 

و لستُم مِن بنِی السّنه ولکن

بنوصَهیون و فی لُجِّ الفساد

( وشما نه فرزندان اهل سنت که فرزندان صهیونید و در گرداب فساد غوطه ورید)

 

و إن آباؤُکم هَدْمُوا البقیعَ

فنَقطَعْ منکُم الآنَ الأیادی

(اگر پدران شما بقیع را نابود کردند،

ما امروز دست شما را قطع می کنیم)

 

و إن لاتَعرِفُونا نحنُ نارٌ

و أنتم تَنفَخُونَ فی الرَّماد

(اگر ما را نمی شناسید (بدانید که ) ما آتشیم

و شما در خاکستر می دمید "اصطلاحی در ادبیات عرب کنایه از کاربیهوده و خودزنی")

و لنْ تُسبى رقیة مرّتین

و لا زینب و لا زینُ العباد

(نه رقیه دوبار اسیر می شود

و نه زینب و زین العابدین علیهم السلام)

 

ابد و الله لانَنسى حُسینا

هو القائد على رُغم الأعادی

( به خدا سوگند تا ابد حسین را فراموش نمی کنیم

به کوری چشم دشمنان، اوست که پیشوا و مقتداست)

 

مِن العابس تَعَلّمْنا جُنوناً

مِن العبّاس حُبّاً للجِهاد

( ما از عابس- یکی از شهدای کربلا که فرمود عشق حسین دیوانه ام کرده-  دیوانگی را آموخته ایم

و از عباس ، عشق به جهاد را یاد گرفته ایم)

 

دخیلک یا ابوفاضل! أَغِثْنا

فإنّ الشّامَ إیّاکَ تُنادی

(یا ابوالفضل! قسمت می دهیم که به فریادمان برس

چرا که سرزمین شام تنها تو را می خواند.)

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۸
comment نظرات ()

کیست آن ماه منور که چنین می گذرد...

 

 

غزل زیر سروده شاعر اهل بیت علیهم السلام  جناب اصغر عرب است . درباره حضرت عباس علیه السلام شعرهای زیادی سروده شده است و اگر تنها شعرهای سروده شده به زبان فارسی در این موضوع جمع آوری شود صدا دفتر کافی نباشد.به قول معروف :

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

که تر کنی سرانگشت و صفحه بشماری

غزل زیر یکی از پراحساسترین غزلهای سروده شده در عرض ارادت به آقا حضرت عباس علیه السلام است :

کیست آن ماه منور که چنین می گذرد...

- اصغر عرب

این جوانمرد که مستانه چنین می گذرد

"آفتابی است که از چرخ برین می گذرد"

 

لشگر خصم- سر انگشت به دندان- گفتند:

"کیست آن ماه منور؟ که چنین می گذرد"

 

با چنین قد و چنین خد و، چنین بازو و زور

"حیف باشد که چنین کس به زمین می گذرد"

 

این علم دار حسین بن علی، عباس است؟

"یا مه چارده یا لعبت چین می گذرد؟"

 

این بهشتی رخ طوبی قد خورشید جمال

"پادشاهی است که بر ملک یمین می گذرد"

 

که شنیده است؟ که سقا به لب آب روان

"تشنه جان می دهد و ماء معین می گذرد"

 

دستش افتاده و بر دیده نشسته، پیکان

"نتوان گفت که زیباتر از این می گذرد"

 

خنجر و نیزه و شمشیر ستم کاران است

"که بر آن زلف و بناگوش و جبین می گذرد"

 

این حسین است که آید سر جسم عباس

"به گمان افتم اگر خود به یقین می گذرد"

 

"سعدی" از قول علمدار به شه گفت: "خرد"!

"شاهد آن است که بر گوشه نشین می گذرد"

+ عبدالحسین عارفی ; ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۸
comment نظرات ()

جگر تشنه / سروده غلامرضا سازگار

 

ز آب با جگر تشنه، شست سقا، دست

کشید پا و نداد عاقبت به دریا، دست

 

وجود او، سپر مشک بود و بیم نداشت

از این که چشم دهد یا که سر دهد یا دست

 

ز دست دادن خود بود آگه و می خواست

که عضو عضو وجودش شود سراپا، دست

 

تمام هستی خود را به پاس جانان ریخت

گذشت از سر و از چشم و تن، نه تنها دست

 

خدا گواست که بر پای دوست می افکند

اگر به پیکر مجروح داشت، صدها دست

 

به یاری پسر فاطمه، گذشت از جان

جدا شد از بدنش، در حضور زهرا، دست

 

سخن ز آب مگو، ای سکینه! رو به حرم

که اوفتاده به یک جا تن و به یک جا، دست

 

دو دست خویش، به راه عزیز زهرا داد

به شوق آن که بگیرد ز خلق، فردا، دست

 

 

رسد به خاک، پی بندگی حق، تا رو،

شود بلند به درگاه کبریا، تا دست،

 

سلام خالق منان، سلام "خیرالناس"

سلام شاه شهیدان، به حضرت عباس!

 

+ عبدالحسین عارفی ; ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۸
comment نظرات ()

نوای عشق / سروده : اصغر عرب

 

 

به سقایی رود عباس و شور افکنده در دل ها

"الا یا ایها الساقی! ادر کاسا و ناولها"

 

سر و دست و تن و جان داد و مقصودش نشد حاصل

"که عشق آسان نمود اول ، ولی افتاد مشکل ها"

 

چو عباس دلاور، واژگون از عرشه ی زین شد

"ز تاب جعد مشکینش، چه خون افتاد در دل ها!"

 

عزیزان غرق خون، شب پر تلاطم، دشت پر دشمن

"کجا دانند حال ما، سبک باران ساحل ها؟"

 

اسیری می رود اهل و عیال سید طاها

"جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها"

 

چه زیبا گفت "حافظ"! ای "خرد"! از پستی دنیا

"متی ما تلق من تهوی دع الدنیا واهملها؟"

 

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۸
comment نظرات ()

غزلی از هادی منوری شاعر متعهد خراسانی

آخر ای علقمه فریادرسی میآید ....

- هادی منوری

گوش کن گوش، صدای نفسی می آید

مشک بر دوش، از آن دور، کسی می آید

 

کیست این مرد که این گونه به دشمن زده است؟

که ز هر گوشه، صدای جرسی می آید

 

این قدر موج نزن در عطش دیدن او

آخر، ای علقمه! فریادرسی می آید

 

بس که خفتند در این بادیه گل گون کفنان

"موسی این جا به امید قبسی می آید"

 

سیدی بر کمرش، شال عزا می پیچد

گوییا از سر بالین کسی می آید

 

 

....

+ عبدالحسین عارفی ; ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٧
comment نظرات ()

← صفحه بعد