ترانه آب ( اشعار شاعران ایران در ثنای قمر بنی هاشم ع )

تخریب مقام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام در موصل

 

با نهایت تاسف و اندوه دیروز خبر " تخریب مقام اباالفضل العباس " علیه السلام " در شهر موصل عراق منتشر شد.

بنا به خبر منتشره در رسانه ها تکفیریهای خونخوار و پیروان یزیدها وحجاج بن یوسف ها و دیگر سلسه های وحشی معروف به " داعش " (دولت اسلامی عراق و شام ! ) که چندی پیش با همدستی بازماندگان آل صدام ( بعثی ها ) و هماهنگی عربستان و اردن و ترکیه توانستند بدون هر گونه جنگی استان موصل عراق را اشغال کنند بعد از اشغال این استان به تخریب زیارتگاهها و اماکن مقدس میپردازند و طبق فتاوای به اصطلاح " علمای " وهابی تکفیری عربستان و سایر اخوندهای درباری " مظاهر شرک ؟! " را زا بین میبرند !

اینان که مجسمه و تندیس خونخواری و سقاوت و کفر و بی ایمانی هستند معابد و مساجد مسلمانان را " مظاهر شرک " معرفی کرده و تخریب میکنند !همچنان که یزید بن معاویه بن ابی سفیان و بازماندگان هند جگرخوار - حسین بن علی و یاران باوفایش را - که مظهر اسلام و ایمان و توحید بودند - به عنوان " خارجی " معرفی میکردند که بر " امیرالمومنین ! یزید بن معاویه " شوریده اند ...

آری ... خبر این بود که بازماندگان بنی امیه در موصل - مقام حضرت عباس علیه السلام را تخریب کرده اند... تا ببینیم پایان کار آنانکه با حضرت عباس علیه السلام درافتاده اند چه خواهد شد ؟

+ عبدالحسین عارفی ; ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٤/۱٥
comment نظرات ()

ذکر سماواتیان ثنای اباالفضل " علیه السلام " / روانشاد صغیر اصفهانی

 

ذکر سماواتیان ...

روانشاد صغیر اصفهانی از شاعران معروف اهل بیت علیهم السلام است که در روزگار حیات خود نیز شهرت و شان بسزایی داشت. او که برای اهل بیت علیهم السلام و  صاحب لوا و سقای کربلا شعر سروده است امیدواریم که در سرای بقا و حساب نیز عباس علیه السلام دستگیر او باشد و دستگیر همه ی آنان که دست نیاز به سویش گشوده اند که او " باب الحوائج " است... امید که ارادتمندان آقا ابالفضل العباس علیه السلام همدیگر را در دعاها یاد کنند خاصه آنانکه به شرف آستانبوسی اش نایل میشوند...

- صغیر اصفهانی

 

ذکر سماواتیان ثنای اباالفضل

خیل ملک خادم سرای اباالفضل

 

با مژه روبد غبار، حور بهشتی

از حرم و صحن با صفای اباالفضل

 

هیچ ز بیگانگی بحق نبرد راه

هرکه نگردید آشنای اباالفضل

 

پا مکش از درگهش که عقده گشائی

هست به دست گره گشای اباالفضل

 

غم نبرد راه بر دلش، به صف حشر

هرکه بود در دلش ولای اباالفضل

 

آب ننوشید بی حسین و عجب نیست

این روش از همت و حیای اباالفضل

 

شست به راه حسین دست و دل از جان

اجر اباالفضل با خدای اباالفضل

 

پاس وفا داشت آنچنان که بماندند

اهل وفا، مات از وفای اباالفضل

 

با شه دین جز به نام سید و مولا

باز نشد لعل جانفزای اباالفضل

 

گشت کمان قد شاه دین چو عیان شد

غرقه به خون قامت رسای اباالفضل

 

 

 

 

 

بحر حیا

- روانشاد صغیر اصفهانی

 

ای امیری که علمدار شه کرببلائی

اسد بیشه ی صولت ، پسر شیر خدائی

 

به نسب پور دلیر علی آن شاه عدوکش

به لقب ماه بنی هاشم و شمع شهدائی

 

یک جهان صولت و پنهان شده در بیشه ی تمکین

یک فلک قدرت و تسلیم به تقدیر و قضائی

 

من چه خوانم به مدیح تو که خود اصل مدیحی

من چه گویم به ثنای تو که خود عین ثنائی

 

بی حسین آب ننوشیدی و بیرون شدی از شط

تو یم فضل و محیط ادب و بحر حیائی

 

دستت افتاد ز تن مشک به دندان بگرفتی

تا مگر دست دهد باز سوی خیمه گه آئی

 

گره کار تو نگشود چو از دست همانا

خواستی تا مگر آن عقده ز دندان بگشائی

 

هیچ سقا نشنیدم که لب تشنه دهد جان

جز تو ای شاه که سقای یتیمان ز وفائی

 

+ عبدالحسین عارفی ; ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٤/۱٥
comment نظرات ()

قصیده ای نو از مرتضی نوربخش شاعر عزیز شمالی در مدیح سقای کربلا

عطش تاریخ

-سروده :  مرتضی نوربخش

 

فصل شکوفه، فصل بهاران است

فصل بلوغ گل به گلستان است

 

فصل قیام سرخ صنوبرها

فصل شکوه لاله و ریحان است

 

فصل امید، فصل خوش رویش

فصل نوید بارش باران است

 

فصل وفور آب و سرور خاک

فصل نشاء مزرع ایمان است

از مقدم نسیم سحرگاهی

گیسوی سبز باغ پریشان است

 

هر شاخه ای که شور شکفتن داشت

بالا بلند و سرخوش و خندان است

 

خورشید با نجابت دیرینش

از پشت ابر تیره نمایان است

 

در یک طرف بهار و همه گرمی

در یک طرف سپاه زمستان است

 

فصل مصاف عاطفه با بیداد

فصل طلوع جلوه ی جانان است

 

فصل عبور قافله ی خورشید

از جاده های تیره ی دوران است

 

دستی طلایه دار سرافرازی است

کآیینه دار ارزش انسان است

 

تا لحظه ی مبارک جانبازی

دامان انتظار گل افشان است

 

دل را ز موج حادثه پروا نیست

دریا همیشه طالب طوفان است

 

در عشق گامهای سراندازان

چون چرخ در مدار شتابان است

 

هر عاشقی که قرعه به نامش خورد

لبیک گوی عازم میدان است

 

هنگامه نبرد عزیزان را

از دور چشم خیمه نگهبان است

 

تاریخ از این مناظره در تردید

عالم از این معامله حیران است

×××

یک سو فتاده دست علمداری است

کز او بلند قامت ایمان است

 

فکر وفای وعده چنان سبز است

کان میر تشنه مشک به دندان است

 

در گوش خاک زمزمه ی تکبیر

زیباترین ترانه ی عرفان است

 

شب با تمام همهمه می تازد

اما سپیده بر سر پیمان است

 

زخم گلوی کودک شش ماهه

در ظلمت زمانه درخشان است

 

و آن سرو سر کشیده ی آزادی

افتاده در میانه ی میدان است

 

جسم حسین تشنه لب تاریخ

چون نخل نیمه سوخته عریان است

 

گودال از تلاطم خون عشق

بی تابتر ز شعله طوفان است

 

از خون ارغوان چمن آذین است

از داغ لاله دشت پریشان است

 

داغی که آبروست حقیقت را

داغی که همنشین دل و جان است

 

گویی قیامت است به پا بر خاک

کاشفته خواب کوه و بیابان است

 

تنها نه کربلا که زمان یکسر

در زیر پای حادثه لرزان است

×××

تشویش در کجاوه تکرار است

امید در تهاجم حرمان است

 

در راستای هجرت گلها باز

در جنگل خزان زده بوران است

 

بر نی سر مبارک آن مظلوم

سرمست از تلاوت قرآن است

 

زینب از این مصیبت عالم سوز

تا روز حشر سوخته دامان است

 

آه ای حسین ، ای عطش تاریخ

شرمنده از تو آب به دوران است

 

خورشید پرتوی ز فروغ توست

مهتاب در نگاه تو پنهان است

 

در تو تمام عشق تماشایی است

در تو تمام عشق نمایان است

 

بی تو بهار ثانیه ای پائیز

با تو تمام سال بهاران است

 

نام تو در جریده ی  آزادی

آغاز هر نوشته و عنوان است

 

مانند آفتاب سحرخیز است

چشمی که در عزای تو گریان است

 

هر تلخ با وجود تو شیرین است

هر سخت با حضور تو آسان است

 

عشقت نه آتشی است شود خاموش

خورشید پاره ای است که در جان است

 

یاد تو و حماسه ی گلگونت

سر سبز چون طبیعت ایمان است

 

جان من از شراره ی عشقت سوخت

جانی که سوخت عاشق جانان است

 

 

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٤/۱٥
comment نظرات ()

درگاه عباس " علیه السلام " شعری دیگر از مصطفی قاضی نظاک

درگاه عباس " سلام الله علیه "

-        مصطفی قاضی نظام "قاضی"

 

خواهی اگر نشانه ز مردان نامدار

یادی کن از وفای ابوالفضل جان نثار

گر آورد زمانه شجاعان بی شمار

هیهات مثل او دگر آید به روزگار

چشم جهان ندیده چو او پاک گوهری

 

هرجا که از جلالت او گفتگو کنند

لاهوتیان مقام ورا آرزو کنند

آنان که سوی درگه عباس رو کنند

دیگر کجا بهشت برین جستجو کنند

نه حسرت بهشت برند و نه کوثری

 

تا از کفش لوای حسینی سوا نبود

اردوی شاه را غمی از ماجرا نبود

تا دست وی ز پیکر پاکش جدا نبود

زینب به درد و محنت و غم مبتلا نبود

زیرا که داشت همچو دلاور برادری

 

گردید تا که پیکر عباس غرق خون

افتاد از کف اش علم و گشت سرنگون

آمد به لرزه گنبد گردون نیلگون

خیل ملک ز پرده بر آورده سر برون

دیدند پاره پاره فتاد ه ست پیکری

 

آه از دمی که نور دل و جان بوتراب

گفتا بکن به یاریم ای شاه دین شتاب

تا دربرش رسید شهنشاه مستطاب

مه را به خاک تیره نگون دید آفتاب

زان صحنه شاه کرد بپا شور محشری

 

گفتا که خم شد از غم هجرت مرا کمر

ای سرو قد ، دو دیده گشا و به من نگر

آمد زمان وصل مرا و تو را بسر

آخر تو را چگونه توانم کشم به بر

دستت ز تن جداست زکین ستمگری

 

"قاضی" هر آنکه اشک فشاند به خاک او

یا توتیای دیده کند خاک پاک او

یا شرح غم دهد ز تن چاک چاک او

آرد به یاد حالت اندوهناک او

دارد به صبح و شام دل پر ز آذری

 

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٤/۱٥
comment نظرات ()

غزلی دلنشین از مصطفی قاضی نظام در مدیح حضرت عباس علیه السلام

 

ندای ابوالفضل علیه السلام

 

در دل غمدیده ام ولای حسین است

در سر شوریده ام هوای ابوالفضل

 

- مصطفی قاضی نظام "قاضی"

 

سرو کجا، قامت رسای ابوالفضل

ماه کجا، جلوه لقای ابوالفضل

 

می رهد از رنج و غم به دنیی و عقبا

در دل هرکس بود ولای ابوالفضل

 

ای دل عاشق طلب کن از سر اخلاص

جرعه ای از چشمه صفای ابوالفضل

 

هستی خود در ره عقیده فدا کرد

ای همه هستی من فدای ابوالفضل

 

در دل غمدیده ام ولای حسین است

در سر شوریده ام هوای ابوالفضل

 

می رسد اینک به گوش دل هله بشنو

نغمه آزادی از ندای ابوالفضل

 

روز وفای به عهد در صف هیجا

گفت زمین و زمان ثنای ابوالفضل

 

خصم به وحشت شد از رشادت عباس

دوست به حیرت شد از وفای ابوالفضل

 

دست اگر شد جدا ز پیکر پاکش

هست بپا تا ابد لوای ابوالفضل

 

چشم امیدش بود به حشر، که "قاضی"

عفو نماید مرا خدای ابوالفضل

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٤/٢
comment نظرات ()

غزل موج عطش / سروده رضا موید خراسانی

موج عطش

- سید رضا مؤید خراسانی

 

در خیمه ها بپا شده غوغای آب آب

دلهای تشنه است ز سودای آب، آب

 

لب تشنه ایم بر لب دریای آب و نیست

ما را نصیب غیر تماشای آب آب

 

در سینه های ما که عطش موج می زند

آهی بود که هست تمنای آب آب

 

در رزمگاه نعره تکبیر و در خیام

بانگ عمو عمو بود، آوای، آب آب

 

یا رب مگر که بهره ی اولاد مصطفی

یک جرعه نیست زین همه دریای آب آب

 

ما را امید آب کجا ؟ چون نمانده است

از تشنگی به عارض سقای آب آب

 

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٤/٢
comment نظرات ()

چند رباعی از شاعران معاصر

  • طفلان قبیله ...

 

در رود زمانه پیچ و تاب افتاده است

آتش به سراپرده ی آب افتاده است

 

طفلان قبیله تشنه لب می مانند

عباس دلاور از رکاب افتاه است.

( امین شیرازی )

 

 

  • آن روز...

آن روز دل گرفته ات تاب نداشت

افسوس که مشک تشنه ات آب نداشت

 

ای کاش میان خیمه ها آبی بود

زیرا ز عطش ، اصغر تو آب نداشت

(مهدی جلیلی )

 

  • فرات...

چون آتش عشق شعله ور میگردد

در ان رخ دوست جلوه گر میگردد

 

تا رفع عطش از لب معشوق کند

عاشق ز فرات تشنه  برمیگردد

(مرحوم محمدعلی مردانی )

 

+ عبدالحسین عارفی ; ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٤
comment نظرات ()

به مناسبت 24 فروردین سالروز وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها

سالروز وفات همسر شیرخدا و مادر علمدار کربلا

(زندگی نامه و شیوه های توسل به آن بانوی مجلله )

 

نامش فاطمه دختر حزام بن خالد عامری و مادرش ثمامه بود. در حدود سال پنجم هجری در کوفه و یا اطراف آن متولد گردید. وی در عصر خود یکی از زنان با فضیلت، پرهیزگار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود .

پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است .

افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند . بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین( ع) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود .

 

گروهی از مورخان بر آنند که علی(ع) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س) ازدواج نمود . دسته ای دیگر می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده، اما در هر حال ، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری "سلام ا... علیها" صورت گرفته است .

گویند عقیل بن ابی طالب که آشنا به انساب عرب بود، پیشنهاد ازدواج ام البنین را به حضرت علی (ع) داد. حضرت این انتخاب را پسندید و او را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. حضرت علی ( ع ) با ام البنین ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس( ۲۶- ۶۱ق)، عبدا… ( ۳۶-۶۱ق)، عثمان ( ۳۸-۶۱ق) و جعفر( ۴۰-۶۱ق) بود که تمامی آنها در کربلا به شهادت رسیدند و سرور همه آنان حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود .

ام البنین چه در زمان حیات امام علی(ع) و چه بعد از شهادت ایشان برای شوهر گرانقدرش، زنی صمیمی، فداکار و با عفت بود. این بانوی فداکار وقتی کودکان خرد سال حضرت علی( ع) را دید، بلافاصله تصمیم به خدمت و پرستاری آنان گرفت و در این کار تا حد یک مادر واقعی پیش رفت وفرزندان فاطمه(س) را بر فرزندان خود مقدم داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان کرد وهمچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت. با کمال خوشرویی و سخنان محبت آمیز با آنها روبرو می شد؛ به خاطر همین وفاداری و رفتار شایسته او بود که زینب به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد.

چنانکه گفته اند، پس از چندی به مولا علی(ع) پیشنهاد داد به جای فاطمه که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را «ام البنین» صدا زند، تا حسنین (ع) از ذکر نام اصلی او توسط علی(ع) به یاد مادر خویش فاطمه زهرا (س) نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نگردد و رنج بی مادری آنها را آزار ندهد. به واسطه صفات نیکوی ام البنین بود که حضرت او را گرامی می داشت و از صمیم قلب در حفظ و حرمت او کوشید.

منابع تاریخی هیچ گونه گزارشی از حضورفعال او در زمان امام حسن (ع) و امام حسین(ع) ارائه نکردند. تنها گویند ام البنین در واقعه عاشورا در مدینه بود چنان که به آنانی که عازم سفر بودند، چنین سفارش کرد: چشم و دل مولایم امام حسین (ع) و فرمانبردار او باشید؛ البته وقتی بشیر و زینب او را از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) وفرزندانش باخبر نمودند، ام البنین همچنان از امام حسین (ع) خبرگرفت و چون بشیر خبر شهادت آن حضرت را به او داد، ام البنین گفت: «ای بشیر، بند دلم را پاره کردی!» و صدا و ناله شیون بلند کرد. می گویند بشیر گفت: خداوند به سبب مصیبت مولایمان امام حسین(ع) به شما پاداش بزرگ عنایت کند.

ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد !

به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد .

به هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(س) سپر خونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن را دید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.

وی هر روز برای فرزندش عباس نوحه سرایی می کرد و فرزند او عبید ا… را نیز به همراه خود می آورد. مردم مدینه برای شنیدن نوحه او گرد می آمدند و به سبب جانسوز بودن نوحه سرایی او همگی اشک می ریختند. باید گفت، آمدن ام البنین به بقیع نوعی انقلاب بر ضد بنی امیه و آگاهی مردم از ژرفای مصیبت بود. پس از آگاهی از جریان عاشورا و شهدای آن واقعه، ام البنین مجلس سوگواری و مصیبت در خانه اش برپا کرد. زنان بنی هاشم در آن جا گرد آمدند و برای امام حسین( ع) و خاندانش گریه کردند.

● وفات ام البنین

بنا بر قول مشهور، این بانوی بزرگوار در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ ق وفات یافت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد .

چنانکه اشاره شد، وی صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عبدا… ، عثمان و جعفربود. در این میان، نوادگان عباس که اکثر آنان درعربستان، عراق، مصر، اردن، ایران و ترکمنستان پراکنده می باشند، در علم و ادب، شعر و حدیث سرآمد عصر خویش بودند؛ از جمله ابویعلی حمزه بن قاسم بن علی بن حمزه بن حسن بن عبیدا… بن عباس از محدثان مورد اعتماد شیعه و صاحب کتاب «التوحید»، «الزیاره» و «المناسک» می باشد که مزار او در حله معروف است و مردم آنجا را زیارت می کنند .

 

  

راه های توسل به حضرت ام البنین"سلام ا... علیها"

 

 

1 – آنچه به تجربه به اثبات رسیده است و در کتبی که مربوط به کرامات این بزرگوار ثبت است( از جمله کتاب ستاره درخشان مدینه نوشته شیخ علی ربّانی خلخالی )، آمده است :

 

1- نذر زیارت کربلا به نیابت از حضرت ام البنین به این نحو که هرگاه حاجت مهمی تو را روی داد به نیابت ایشان به کربلا برو و ثواب زیارت را به روح این علیا مخدره هدیه کن و از ایشان بخواه که در درگاه الهی شفیع شده تا مشکلت بر طرف گردد . حتی اگر خودت نمی توانی به کربلا بروی ، خرج سفر کسی را تامین نما تا وی به کربلا رفته و به نیابت از ایشان زیارت به جا آورد . امید است که جاجت روا گردی چرا که به تجربه ثابت شده است که کسانیکه از این طریق به حضرت متوسل شده اند به حاجت خود رسیده اند .

 

2 – ختم سوره یاسین به طریقه زیر :

 

از شب جمعه ما بین نماز و مغرب و عشا تا هشت شب ( به تعداد فرزندان حضرت ام البنین و نیز فرزندان حضرت زهرا ) مشغول به تلاوت سوره یاسین گردد به نحویکه :

 

اولین شب جمعه به نیابت از حضرت عباس سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

در روز دوم که شب شنبه می شود به نیابت از عبدالله دیگر فرزند حضرت ام البنی سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید.

 

در روز سوم که شب یکشنبه می گردد به نیابت عثمان دیگر فرزند حضرت ام البنین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز چهارم که شب دوشنبه می گردد به نیابت از جعفر دیگر فرزند حضرت ام البنین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز پنجم که شب سه شنبه می گردد به نیابت از حضرت زینب سلام الله علیها سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز ششم که شب جهارشنبه می شود به نیابت از حضرت ام کلثوم سلام الله علیها سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز هفتم که شب پنج شنبه می گردد به نیابت از امام حسن علیه السلام سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

در روز هشتم که شب جمعه می گردد به نیابت از اباعبد الله الحسین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید

 

سپس با ذکر مصائب حضرت ابا عبد الله به حضرت ام البنین متوسل شده و از ایشان طلب حاجت نماید ان شاء الله برآورده می گردد

3 – ختم صلوات به طریقه زیر :

 

روز چهارشنبه شروع نماید تا چهل روز، هر روز پس از نماز صبح به تعداد 135 مرتبه به نام فاطمه صلوات فرستاده و به روح حضرت فاطمه کلابیه ، خانم ام البنین سلام الله علیها هدیه نماید . ان شاء الله در روز چهلم حاجت روا گردد .

 

در این ختم شرط است که اهل منزل از شروع این ختم مطلع نباشند و در طول این چهل روز مراقبه شدید نفس نماید که به گناهی مبتلا نگردد. حفظ چشم ، زبان و گوش شدیدا در این ختم چهل روزه توصیه می گردد . ان شاء الله امید است که پس از روز چهلم به زودی زود به حاجت برسد .

4 – ختم چهارده هزار صلوات به طریقه زیر :

 

اول وضو گرفته و دهان را با گلاب خوشبو نمایید. سپس سه مرتبه صلوات اسرار آمیز که ذکر می گردد را بفرستید و پس از آن به نیابت از حضرت ام البنین برای هر معصوم 1000 صلوات فرستاده و به روح پاک ائمه معصومین هدیه نمایید . سپس از حضرت ام البنین بخواهید که شفیع در درگاه الهی قرار گیرد و حاجت شما را از حضرت حق طلب نماید.

 

 

صلوات اسرار آمیز :

 

اللهم صلّ علی سیدنا و حبیبنا و شفیعنا محمد ، حاء الرحمه و میم الملک و دال الدّوام ، السیّد الکامل الفاتح ، کلّما ذکرک و ذکره الذّاکرون و کلّما سهی و غفل عن ذکرک و ذکره الغافلون صلاة دائمة بدوامک ، باقیة ببقائک ، لا منتهی لها دون ذلک و علی آله و اصحابه ، کذلک انک علی کل شیئ قدیر و بالاجابة جدیر

 

ترجمه :

 

خدایا بر آقا ، دوست و شفیع ما حضرت محمد که حرف حاء در نامش ، نشانه رحمت است و حرف میم در نامش ، نشانه ملک و سلطنت و حرف دالش ، نشانه دوام و بقاء است، همو که آقای کامل و گشاینده است ؛ درودی بفرست به تعداد هر آنچه که تو را یاد می کنند و هر آنچه که از تو غافل شده است ( یعنی به تعداد کل مخلوقات هستی که به شماره نمی آیند ) آنچنان درودی که به دوام تو دائم است و به بقای تو باقی ، و هیچ انتهایی ندارد و نیز بر خاندان پاک و مطهرش ونیز بر اصحابش، این چنین است که تو بر هر چیز توانایی و بر پذیرفتن حاجات جدیر

5 – ختم یک دوره کامل قرآن به نیابت حضرت ام البنین سلام الله علیها جهت رفع گرفتاریها موثر خواهد بود.

+ عبدالحسین عارفی ; ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد