ترانه آب ( اشعار شاعران ایران در ثنای قمر بنی هاشم ع )

( بررسی کتاب قبله ی آبها /به کوشش استاد جلال محمدی)- جواد زارع

ساقی بی دست ! دست ما بگیر...

( نگاهی به کتاب نفیس « قبله ی آبها» ، تالیف استاد جلال محمدی)

  • جواد زارع

 

حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، باب الحوائج و دادرس مظلومان و دلشکستگان است. به فرموده ی امام سجاد علیه السلام ، آن بزرگوار را مقام و منزلتی است که در قیامت همه ی شهیدان به او غبطه می خورند. این شخصیت والا در میان شیعیان و حتی غیرشیعیان نیز به عنوان باب الحوائج و فریادرس و مشکل گشا شناخته شده است. کتاب نفیس « قبله ی آبها» درباره ی این شخصیت و چهره ی درخشان است که انوار تابناکش ، دیدگان اندیشه را خیره می کند و شاعران را وا می دارد که تمام ذوق و شوق خود را در سرودن اشعار در ثنا ورثا و سوگ و ستایش او به کار بندند و مروارید کلمات را به رشته کشند تا بلکه پرتوی از انوار شکوه و شان او را به بیان آورند.

برای معرفی کتاب نفیس و نورانی « قبله ی آبها» ، ابتدا لازم است سخنی چند درباره ی شعر آیینی به قلم آید ، و چه نیکوست که این سخنان را از مقدمه ی این کتاب که به قلم مؤلف کتاب، استاد جلال محمدی نوشته شده است وام گیریم. در این مقدمه آمده است:

« شعر دینی، پدیده‌ای نو در گستره‌ی شعر ایران نیست. اگر نگاهی محققانه ومنصفانه به تاریخ ادبیات و شعر بزرگان ایران داشته باشیم، این نکته‌ی روشن را می‌توان دریافت که آثار بزرگان شعر ایران از فردوسی تا نظامی و خاقانی و حافظ و صائب و دیگران، ذات و صبغه‌ی دینی دارد و سرشار از معارف دینی و آموزه‌های اخلاقی و آخرتی است. جریان غالب ادبی در ایران و حتی گستره‌ی شعر فارسی در بیرون از ایران امروز، همواره جریان ادبی دینی بوده است. با این توضیح کوتاه، شکوه و شکوفایی امروز جریان شعر آیینی یا شعر عاشورایی و رثایی قابل درک است.

نهضت خونین عاشورا که در سال 61 هجری به همت پیشوای بزرگ بشریّت حضرت سیدالشهداء علیه السلام و شهادت آن جناب و انصار بزرگوارش رقم خورد، طی قریب چهارده قرن، منشاء تحولات عظیم سیاسی، فرهنگی، خیزش‌ها و انقلاب‌ها، شکل‌گیری حکومت‌ها و ... بوده است. ابعاد تأثیر این نهضت عظیم در جهان اسلام و خاصه عالم تشیع چندان فراگیر و عمیق است که بی‌تردید نمی‌توان نهضتی را سراغ داشت که چون نهضت عاشورا در تاریخ تأثیرگذار باشد. و هر روز که می‌گذرد ابعاد تأثیر این نهضت مقدس، بیشتر و بیشتر می‌شود که این خود از شگفتی‌های تاریخ بشر است. از جمله برکات و تأثیرات نهضت عاشورا، شکل‌گیری جریان شعر و ادب عاشورایی است که حاصل آن آفرینش هزاران کتاب به شعر ونظم و نثر (مقتل، واقعه ‌نویسی، نثر ادبی، داستان، تحقیقات تاریخی و ادبی، منظومه ‌سرایی، شعر در سبک‌ها و قالب‌های متنوع و ...) در میان شیعیان جهان و به زبانهای مختلف عربی، فارسی، هندی، آذری، کردی، لری، ترکی عثمانی واستانبولی و ... است که بخشی از میراث ادبی شیعه به شمار می‌رود.

جریان شعر عاشورایی همواره در گستره‌ی ادبیات ایران جاری و جوشان بوده و البته فراز و فرودهایی داشته است. این جریان اگر چه مردمی‌ترین جریان شعر در ایران و عالم تشیع است، اما حکومت‌ها نیز در تقویت و تضعیف آن نقش داشته‌اند. بی‌گمان توجه به شعر مذهبی، بویژه شعر مرثیه و عاشورایی بعد از قیام تاریخی شاه اسماعیل صفوی و برپایی حکومت وحدت ملی شیعه، در قلمرو این حکومت بزرگ و حتی فراتر از آن افزونتر شد و با حمایت حکومت صفوی از شاعران و عالمان شیعه، آثار ماندگاری در این زمینه پدید آمد.

طی نیم قرن حکومت پهلوی‌ها در ایران، جریان شعر مذهبی و عاشورایی مورد بی اعتنایی واقع شد و حتی با قوه‌ی قهریه و قانون و قدرت به مقابله با مذهب و فرهنگ و ادب و آیین‌های عاشورایی برخاستند، و حتی نگذاشتند نمونه‌هایی از شیواترین و ماناترین اشعار عاشورایی و رثایی به کتابهای درسی و دانشگاهی راه یابد و کوشیدند تا ذائقه‌ی ادبی مردم و اهل ذوق را به شعر صوفیانه و عاشقانه و تولیدات موج‌های ادبی غربگرا عادت دهند، اما شعر دینی و عاشورایی به دلایل متعدد از جمله پیوستگی درونی انسان شیعه با حضرت سید الشهداء علیه السلام و نهضت عاشورا هرگز از تپش نیافتاد و ارتباط خود را با مردم قطع نکرد، چنانکه اشعار آیینی برخی شاعران مانند استاد شهریار و خوشدل تهرانی و... در همان روزگار سیاه چون ابیاتی از نور بر زبانها افتاد.

اگر با پیروزی نهضت صفوی، دور تازه‌ای از شکوفایی شعر شیعی و عاشورایی آغاز شد، بی گمان با پیروزی انقلاب اسلامی، شعر عاشورایی با محتوایی ستم ستیزتر از گذشته به دور دیگری از رویش و پویش و طراوت و تازگی رسید. این نکته با گذشت قریب چهل سال از وقوع انقلاب اسلامی برای اهل شعر و ادب قابل درک است. امروز، تجلی شعر آیینی و عاشورایی محدود و منحصر به جلسات و محافل عزاداری و منبر و مسجد نیست، بلکه شعر آیینی و عاشورایی به عنوان یک جریان غالب ادبی در مسجد و مدرسه و رادیو و تلویزیون و مطبوعات و حوزه و دانشگاه و مجامع ادبی و در زندگی مردم حضور دارد و این یکی از نشانه‌های روشن پیشرفت ادبی در عصر انقلاب اسلامی است. شخصیت و هویت شعر آیینی عصر انقلاب اسلامی، شخصیت و هویتی انقلابی است، بدین معنا که شعر آیینی عصر انقلاب، روح انقلابی و سیاسی – به معنای درست کلمه- دارد واشعار شاعران بزرگ وپیش کسوت عصر انقلاب مانند شهریار، مهرداد اوستا، مشفق کاشانی و دیگران گواه این معناست.

یکی از محورهای موضوعی شعر عاشورایی، توصیف شخصیت و حماسه‌ها و حالات شهدای کربلاست. دراین گونه از شعر، که از دیرباز میان شاعران شیعه رایج بوده، شاعر با بهره مندی از واقعیت‌ها و اتفاقات، حماسه‌ها و حالات شخصیت عاشورایی را با زبان و بیان شاعرانه باز می‌گوید و معانی و تصاویری می‌آفریند که با نگاه عادی و جز با نگاه شاعرانه نمی‌توان آن معانی و تصاویر را دریافت و دید. و این، البته هم به لحاظ ادبی ارزشمند است و هم در ایجاد ارتباط درونی مخاطب با موضوع و آگاهی بخشی شاعرانه از موضوع و برانگیختگی مخاطب نقش دارد.

موضوع بخش عمده‌ای از شعر عاشورایی، توصیف شکوه و شخصیت و حماسه‌ها و حالات حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام است. اینکه بزرگان ما، درباره‌ی برخی شخصیت‌ها گفته‌اند که فراتر از بیان و کلام است، سخنی از روی تعارف و عادت لسان نیست، بلکه حقیقتی را باز گفته‌اند که برای اهل معرفت قابل درک و فهم است. حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام نیز از تیره و تبار این شخصیت‌های الهی است که اگر شاعران و خدایان سخن تا قیامت در وصف کرامت و جوانمردی و ایثار و رشادت و فضیلت و فداکاری او شعر بسرایند، باز هم حق موضوع ادا نخواهد شد و سخن به سرانجام نخواهد رسید و حکایت حماسه‌ها و جوانمردی‌ها و فداکاری و پایداری و مظلومیت آن بزرگوار و منظومه‌ی بلند شور و شیدایی شاعران شیعه در توصیف آن مظهر جلال و جمال الهی تمام نخواهد شد، چنانکه طی قریب هزار و چهارصد سال، شاعران به زبان‌های گوناگون درباره‌ی آن بزرگوار شعر سروده‌اند و هنوز قصه‌ی دل ناتمام مانده است... »

 

تاکنون و طی دهه های اخیرصدها جلد کتاب درباره ی شعر آیینی یا با محتوای شعر آیینی منتشر شده است و بی گمان هر یک از این کتابها ویژگی های خاص خود را دارد.چنانکه برخی کتابها ، اشعار یک شاعریا چند شاعر را درباره ی موضوعات مختلف مربوط به شعر آیینی مانند ثنا و ستایش چهارده معصوم یا حماسه های شخصیت های نهضت کربلا را دربر می گیرد ،  اما در این میان برخی کتابها هستند که به یکی از شخصیت های بزرگ نهضت عظیم عاشورا اختصاص یافته اند. فی المثل در برخی کتابها ، اشعار مربوط به ثنا و ستایش و رثای حضرت سیدالشهدا علیه السلام فراهم آمده است یا در برخی کتابها اشعار سروده شده درباره ی حضرت زینب سلام ا...علیها یا قمر منیر بنی هاشم ،حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام گردآوری شده است.از جمله ی این کتابها که در آن اشعار سروده شده در ثنا و رثای حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام گردآوری شده ، کتاب نفیس و نورانی « قبله ی آبها » می باشد.

همانگونه که گذشت ، تاکنون چندین مجموعه شعر حاوی اشعار شاعران درباره ی حضرت عباس علیه السلام منتشر شده است که هر یک از کتابها از اهمیت خاص خود برخوردار است، اما بی تردید کتاب «قبله ی آبها» از درخشندگی ویژه ای برخوردار است و در ردیف کتابهایی است که در حوزه ی ادبیات فارسی ، تاکنون مثل آن منتشر نشده است و یا حداقل جزو کتابهای کم نظیر محسوب می شود. ویژگی هایی که موجب می شود کتاب «قبله ی آبها» کتابی متمایز و دارای جایگاهی ارزشمند باشد، چنین است:

1-  در کتاب از اشعار شاعران توانایی استفاده شده است ، که در سرودن اشعار آیینی چیره دست می باشند و سابقه ی درخشانی در سرودن شعر آیینی دارند، به گونه ای که نام های این شاعران به تنهایی گواه قوی بودن اشعار سروده شده است. چنانکه با نگاهی به فهرست کتاب ، اسامی سخنوران بنامی مانند قیصر امین پور، محمدعلی مجاهدی، حسین اسرافیلی،ریاضی یزدی،صابر همدانی،غلامرضا سازگار«میثم»، سیدرضا مؤید خراسانی،مشفق کاشانی،سیدعلی موسوی گرمارودی،بهمن صالحی،نصرا...مردانی،مرتضی نوربخش، محمدجواد غفورزاده «شفق»،محمدحسین بهجتی «شفق»،صغیر اصفهانی،محمد عابد، عباس خوش عمل،عباس شبخیز، محمد سهرابی،احد ده بزرگی،محمد سعید میرزایی،پروانه نجاتی، کاظم نظری بقا،سخنور اردبیلی،علی شهودی،محمدیزدانی جندقی،قاسم رسا،اصغر عرب،عبدالرحیم سعیدی راد، فاضل نظری،امیرعاملی، پرویز عباسی داکانی ،سید عبدا... حسینی ، اصغر حاج حیدری، هادی منوری،خلیل شفیعی و دهها شاعر دیگر به چشم می خورد.

2-  اشعار حدود 150 تن از شاعران مناطق مختلف ایران در کتاب آمده است. اشعار بیش از یک صد تن از شاعران در بخش اول اشعارگنجانده شده و اشعار حدود 40 شاعر در بخش دوم اشعاریعنی بخش رباعیات آمده است.رباعی از قالبهای دلنشین و کوتاه شعر فارسی است که بعد از انقلاب اسلامی توسط شاعران انقلاب توجه ویژه ای به آن شد و می توان گفت که از نو شکوفا شد.نگاه ویژه ی مؤلف به رباعی و اختصاص بخشی از کتاب به آن را برخاسته از جایگاه خاص رباعی در شعر انقلاب و شعر آیینی عصر انقلاب دانست.

3-  اغلب اشعار کتاب از سطح بالایی برخوردار است و این حاکی از آن است که مؤلف ، در گزینش اشعار دقت کافی را به کار بسته است ، بخصوص اینکه مؤلف از شاعران شناخته شده ی کشور است وبرای انتخاب اشعار از میان انبوه شعرهای در دسترس ازصلاحیت کافی برخوردار می باشد.

4-  اشعار کتاب ، به یک دو قالب از قالبهای شعر فارسی منحصر نیست و کتاب از لحاظ قالب اشعار متنوع می باشد. اشعار کتاب در قالبهای مختلف مانند غزل، مثنوی ، قصیده ، چهارپاره ، ترکیب بند ، ترجیع بند،مسمط، غزل مثنوی و رباعی می باشد. تنوع قالبها موجب می شود که کتاب در بحث قالبهای شعری از یکنواختی خارج شده و برای مخاطب جذابتر باشد.

5-  عاری بودن محتوای اشعار از تحریف و غلو نیز از مزیتهای مهم کتاب می باشد.متاسفانه از دیرباز در برخی کتابهای مربوط به حوزه ی شعر آیینی ،تحریفها و غلو و مضامین غیر متناسب با شان و شخصیت و عظمت خاندان عصمت علیهم السلام مشاهده می شود. اینگونه اشعار در محافل و مجالس مذهبی نیز توسط افرادی که فاقد دانش کافی هستند ، مورد استفاده قرار می گیرد و موجب شیوع تحریف و غلو در بین مخاطبان می شود.با این توضیح ، عاری بودن اشعارکتاب قبله ی آبها ازتحریف و غلو و مضامین مجعول مزیتی ارزشمند محسوب می شود.

6-  کتاب قبله ی آبها قریب 600 صفحه می باشد که حدود یک صد صفحه در ابتدای کتاب به مطالب و مقالاتی تحقیقی و ارزشمند درباره ی زندگی و شهادت و کرامات حضرت عباس علیه السلام اختصاص یافته است و قریب 500 صفحه نیز چند هزار بیت از اشعار شاعران را در بر دارد.مخاطب کتاب ، هم با زندگی و حالات و کراماتی از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام آشنا می شود و هم حجم گسترده ای از اشعار را در اختیار دارد که در این حجم در کتابهای دیگر نیامده است.

7-  مؤلف کتاب در انتخاب اشعار ، رویکرد درست و قابل تحسینی داشته است ، بدینگونه که با شناخت عمیق از زبان شعر معاصر و شعر سنتی ، هم از اشعاری که به زبان سنتی سروده شده و هم از اشعاری که به زبان معاصر گفته شده ، استفاده کرده است و نکته ی مهم دیگر اینکه از اشعاری که دارای زبان نو ، اما دچار اختلالات مضمونی یا انحرافات بیانی باشد ، استفاده نشده است.

8-  استفاده از اشعار شاعران جوان از دیگر ویژگی های مثبت کتاب است. مؤلف کوشیده است با آوردن اشعار شاعران پیش کسوت و جوان در کنار هم ، مخاطب را با نسل جوان شاعران آیینی آشنا سازد و محتوای کتاب را غنی تر کند. این شیوه در تشویق و ترغیب شاعران جوان و ارج نهادن به خلاقیت ادبی آنها نیزمؤثر است.

با عنایت به ویژگی های خاص کتاب ارجمند « قبله ی آبها » می توان گفت که انتشاراین کتاب ، اتفاقی درخشان در حوزه ی شعر آیینی ایران اسلامی است و چه نیکو که این رویداد ادبی در آذربایجان و تبریز شکل گرفته است، چرا که آذربایجان و بخصوص تبریز ، علاوه بر اینکه در رشد و اعتلای ادبیات ایران عزیز جایگاه والایی در طول تاریخ داشته است ، از مناطقی است که عشق و اشتیاق و اعتقاد مردم غیور آن به قمر منیر بنی هاشم ، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در آفاق شهرت دارد و شایسته آن است که در انتشار آثار حول شخصیت الهی آن حضرت ، نویسندگان و شاعران این خطه ی حسینی پیشگام باشند و بخصوص از نهادها و مراکز فرهنگی و ادبی انتظار این است که تدابیر بیاندیشند و تمهیداتی فراهم سازند که هویت شیعی و انقلابی آذربایجان و تبریز به عنوان نخستین پایتخت حکومت فراگیر شیعه در ایران روز به روز برجسته تر شود. با عنایت به همین نکته ، نقش اداره کل تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی را در حمایت از انتشار کتاب نفیس قبله ی آبها بایستی ارج نهاد.

پیشگفتارکتاب به قلم مدیرکل سابق تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی ، حجه الاسلام حمید عظیمی است.در این پیشگفتار آمده است :« اهتمام خاص مقام معظم رهبری در مورد شعر و شاعران نیز بر کسی پوشیده است. این اهتمام خاص به مثابه‌ی الگویی برای مسئولان – بخصوص مسئولان فرهنگی – کشور است تا در این زمینه به تلاش و تکاپویی هماهنگ با رهنمودهای رهبر معظم انقلاب کمر همت ببندند... با عنایت به جایگاه شعر و شاعر در اسلام و اندیشه‌ها وبیانات امام راحل و مقام معظم رهبری، شعر در سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان نهادی برآمده از متن انقلاب مورد اهتمام بوده است. از ابتدای تأسیس اداره کل تبلیغات اسلامی آذربایجان‌شرقی نیز جلسات هفتگی شعر از اوان دهه‌ی 60 به کوشش روانشاد استاد محمد عابد در این اداره شکل گرفت.

بی تردید مجموعه شعر ارزشمند «قبله‌ی آب‌ها؛ در ثنا و رثای علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام» از برکات فعالیت انجمن شاعران اهل بیت علیهم السلام می‌باشد که به کوشش مؤلف ارجمند استاد جلال محمدی به سرانجام رسیده است...»

کتاب قبله ی آبها در قطع رقعی و در 584 صفحه توسط نشر عاصم منتشر شده است. با آرزوی توفیق روزافزون برای مؤلف ارجمند کتاب ، استاد جلال محمدی که تاکنون آثار ارزشمندی به قلم ایشان منتشر شده ، و الحق از چهره های برجسته ی شعر وادب کشورمان است ، انتشار کتاب «قبله ی آبها »  را به جامعه ی حسینی و علاقمندان شعر و ادب آیینی تبریک می گویم و امیدوارم با انتشار کتابهایی از این دست ، شاهد اعتلا و غنای روزافزون شعر و ادب کشورمان باشیم.

-------------------------------------------

منبع مقاله: روزنامه مهد آزادی ،چاپ تبریز

+ عبدالحسین عارفی ; ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۸/۱٧
comment نظرات ()

رباعی فرات از روانشاد محمدعلی مردانی

  • فرات...

 محمدعلی مردانی

چون آتش عشق شعله ور میگردد

در ان رخ دوست جلوه گر میگردد

 

تا رفع عطش از لب معشوق کند

عاشق ز فرات تشنه  برمیگردد

+ عبدالحسین عارفی ; ٦:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٢/٢٠
comment نظرات ()

السلام علیک یا اباالفضل العباس...السلام علیک یا ناصرالحسین...

عرض سلام می کند کعبه به کربلای تو

 

شاعر : غلامرضا سازگار (میثم )

 

بوی بهشت آیـد از تـربت با صفای تو

عرض سلام می کند، کعبه به کربلای تو

 

در قطرات خون تو گریۀ بی صدای من

در نی استخوان من نالـۀ نـینوای تو

 

آه بدم، که دم بدم ناله بـرآرم از جگـر

اشک بده، که روز و شب گریه کنم برای تو

 

زخم تن تو مـی‌زند خنـده به تیر و نیزه ها

نیزه و تیـر می کند گریه بـه زخم هـای تو

 

ای به گلوی فاطمه، بغض غمت گره شده

با چه گنه بریـده شد دست گره گشای تو

 

بر لب ماست ذکـر تو، در تـن ماست زخم تو

در سر ماست شور تو، در دل ماست جای تو

 

آب شراره می‌شـود، یـاد گلـوی تشنه‌ات

بحر ز شدت عطش، سر شکند به پای تو

 

دخت علی که کوفه شد، کرب و بلا ز خطبه‌اش

گوش شده کـه بشنـود از سـر نـی، صدای تو

 

کـوه بـه سنـگ سـر زده، سنگ به گریه آمده

کز چه خضاب شد به خون، صورت دلربای تو

 

میثم دل شکستــه‌ام، دل بــه غـم تـو بسته‌ام

زخـم تـو و سـرشک مـن، درد من و دوای تو

 

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ٢:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱۱/٢٢
comment نظرات ()

روحم فدای تو / سروده : یوسف رحیمی

 

روحم فدای تو ...

سروده : یوسف رحیمی

 

ای تکسوار یک دله ،روحی لک الفداء

پشت و پناه قافله ، روحی لک الفداء

 

لحظه به لحظه سیرۀ ناب حسینی ات

بر عشق و عقل تکمله ، روحی لک الفداء

 

گرد لب تو کوثر و تسنیم و سلسبیل

گرم طواف و هروله ، روحی لک الفداء

 

حالا ببین میان حرم از تب عطش

برپاست شور و ولوله، روحی لک الفداء

 

با مشک تشنه اذن سقایت گرفته ای

خون گشته قلب حوصله ،روحی لک الفداء

 

حس کرد دست تو خنکای شریعه را

اشک تو کرد از او گله روحی لک الفداء

 

سیراب گشت مشک تو و پر کشیده ای

سمت خیام صد دله ، روحی لک الفداء

 

حالا سپاه روبرویت صف کشیده اند

سخت است طیّ مرحله ، روحی لک الفداء

 

با نیزه و عمود و سه شعبه رسانده اند

خود را به این مقاتله ، روحی لک الفداء

 

ناگاه از یسار و یمین قُطّعت یداک

برخاست بانگ هلهله، روحی لک الفداء

 

با چشم مهربان تو ای ماه من! چه کرد؟

گلزخم تیر حرمله ،روحی لک الفداء

 

رفتند تا که رخت اسارت به تن کنند

بعد از تو اهل قافله ، روحی لک الفداء

 

می دوخت چشم حسرت خود را به چشم تو

دستی میان سلسله ، روحی لک الفداء

**

این قبر کوچک تو و آن قامت رشید!

سخت است این معادله ، روحی لک الفداء

 

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱۱/٢٢
comment نظرات ()

حکایت آب / سروده : مصطفی رحماندوست

 

 

حکایت آب

مصطفی رحماندوست

 

آب هستم، آب هستم، آب پاک

 جاری ام از آسمان تا قلب خاک

 گاه ابر و گاه باران می شوم

 گاه از یک چشمه جوشان می شوم

 گاه از یک چشمه می آیم فرود

 آبشار پر غرورم گاه رود

 روز و شب هر گوشه کاری می کنم

 باغ ها را آبیاری می کنم

 داغی آن خون دلم را سوخته

 آتشی در سینه ام افروخته

 چشمه هایم خواب، موجم خفته باد

 آبی آرامشم آشفته باد

 گر چه آبم روزی امّا سوختم

 قطره تا دریا سراپا سوختم

 تشنه ای آمد لبش را تر کند

 چاره ی لب تشنه ی دیگر کند

 تشنه ای آمد که سیرابش کنم

 مشک خالی داد تا آبش کنم

 تشنه ی آن روز من عباس بود

 پاسدار خیمه های یاس بود

 خون عباس علمدار رشید

 قطره قطره در درون من چکید

 پیچ و تاب رودم از درد دل است

 برکه از اندوه دل پا در گل است

 گریـه ی مـن شُرشُر بـاران شده

 غصّه ام در گریـه ها پنهان شده

 دود غم ها ابر را هم، تیره کرد

 آسمان ها را سرا پا، تیره کرد

 آب اگر شد اشک چشم، از شرم شد

 از خجالت شور و تلخ و گرم شد

 حال، از اکبر خجالت می کشم

 از علی اصغر خجالت می کشم

 آب بودم، کربلا پشتم شکست

 آبرویم رفت، پستم، پست پست ...

 

 

 

+ عبدالحسین عارفی ; ٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱۱/٢٢
comment نظرات ()

از بس که بلند است حدیث تو و دستت/ احمد حسین پور کاویانی

از بس که بلند است حدیث تو و دستت

  • احمدحسین پور علوی

 

ای در شب چشمان تو مهتاب گرفتار

دریا شده بعد از تو به گرداب گرفتار

گیرایی می از نفس شعله ور توست

در هرم لب توست می ناب گرفتار

عالم به نوا آمدو بیدار نبودند

مردان ستم پیشه ی در خواب گرفتار

یک مشت فلان بن فلان بن فلانند

این لشکر مغلوب به القاب گرفتار

این ظاهر امر است ببین اهل حرم را

لب تشنه مصیبت زده بیتاب گرفتار

تصویر رباب است و لب تشنه اصغر

عکسی که شده در قفس قاب گرفتار

این تیر چه تیریست که گردانده علی را

چون ماهی افتاده به قلاب گرفتار

لب تشنه لبهای تو شد آب و ندیدند

در برکه دستان تو شد آب گرفتار

مژگان تو تعقیب نماز شب قدر است

ای در خم ابروی تو محراب گرفتار

از بس که بلند است حدیث تو و دستت

ترسم که شود شعر به اطناب گرفتار

مثل تو کسی نیست که این گونه بماند

در بند غم حضرت ارباب گرفتار

+ عبدالحسین عارفی ; ۳:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱٠/٢۸
comment نظرات ()

ای اهل حرم ف میر و علمدار نیامد /محسن کاویانی

     ای اهل حرم ف میر و علمدار نیامد

  • محسن کاویانی

شعرم شده سرشار شمیم حرم تو

با خاطره ها دلخوشم و با کرم تو

با خاطره هایی که شده دار و ندارم

دارد همه ی کودکیم بوی غم تو

انگار که از کوچه ی ما می گذرد باز

سنج و کتل و پرچم و طبل و علم تو

این بوی خوش کندر و اسفند و گلاب است

از آه دم دسته ی لبریز دم تو

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

سقای حرم سید و سالار نیامد

رد شد همه ی دسته از این کوچه و انگار

یک عمر شدم عاشق  و بیمار و گرفتار

برسینه زنان، مویه کنان رد شد و، کارم

افتاد به دستان ابالفضلِ علمدار

غیر از من و هم دین من و ایل و تبارم

عالم همه محتاج نگاهش شده بسیار

دیوار حسینیه شده محتشم او

اصلاً شده انگار طنین در و دیوار:

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

سقای حرم سید و سالار نیامد

گلواژه ی اشعار خدا بود اباالفضل

اسطوره ی احسان و وفا بود اباالفضل

چشمان نجیبش حرم پاک دلان شد

شاه ادب و حجب و حیا بود اباالفضل

میدان همه در سیطرۀ چشم علی بود

در کشمکش معرکه تا بود اباالفضل

وقتی که پدر آمد و دستش به کمر بود

در قلب حرم هروله ها بود: اباالفضل

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

سقای حرم سید و سالار نیامد

دریا شده دیوانه و محو ادب او

ای جان به فدای ترک روی لب او

فهمیده ام از شور همه ارمنیان که

افتاده به دل های جهان تاب و تب او

فرزندِ علی، جانِ علی، ماهِ قبیله

پنهان شده در برق نگاهش نَسَب او

شرمنده شده و دخترکی... آه بمیرم

آب آوریش کاش نمی شد لقب او

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

سقای حرم سید و سالار نیامد

این آخر دلداده گی و آخر دین است

یک مشک و دوتا دست که بر روی زمین است

حالا همه ی دشت شده قبضه ی عباس

یک دشت که نه، قبضه ی او عرش برین است

حالا منم و نیمه شب و دفتر شعرم

شعری که اگر خوب، اگر بد همه این است

حالا منم و نیمه شب و عطر گل یاس

حالا منم و نم نم باران که چنین است

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

سقای حرم سید و سالار نیامد

+ عبدالحسین عارفی ; ۳:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱٠/٢۸
comment نظرات ()

امیری حسین و نعم الامیر / سروده جلال محمدی شاعر آذربایجانی

السلام علیک یا ناصر الحسین ...

در این وبلاگ بنا بر این بوده که اشعاری که در در ثنا و رثای علمدار کربلا ، حضرت اباالفضل العباس علیه السلام سروده شده ، در معرض بازدید علاقمندان قرار گیرد ، اینک در آستانه اربعین حسینی شعر زیبایی از دوست بزرگوارم استاد جلال محمدی خواندم که مرا تحت تاثیر قرار داد و دریغم آمد که در وبلاگ نباشد ، خصوصا اینکه در ابیاتی از آن از آقایم و مولایم و پناهم در بی پناهی ها ، و دستگیرم در سختی ها و افتادگی ها ، و دادرسم در شداید ، و امیدم در نومیدی ها ، و چاره سازم در بیچارگی ها  یعنی حضرت عباس بن امیرالمومنین علیهم السلام نیز یاد شده است ...

 

مگر اربعین شورش محشر است...

جلال محمدی

 

دلم در هوای کسی شد اسیر

مرا می کشد زیر باران تیر

دلم در هوایش هوایی شده ست

پر از اشتیاق رهایی شده ست

خدایا دلم کربلایی شده ست

که باشد در این ره مرا دستگیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

اگر بستر خون شود جای من

جدا از تن افتد اگر پای من

شود قطعه در قطعه اعضای من

هلا بر نمی گردم از این مسیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

در این ره ندارم اگر توشه ای

ولی دارم از روضه اش خوشه ای

به یاد گلستان شش گوشه ای

به میدان دشمن درآیم دلیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

کجا زیر این آسمان کبود

برای کسی آورم سر فرود

زهم بگسلد گرمرا تارو پود

کجا باشم از ظلم بیعت پذیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

دهم سر به دشمن به صد افتخار

کجا دست بیعت دهم بنده وار

منم شیعه ی  صاحب ذوالفقار

که مدهوش و مستم ز خمّ غدیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

گر از پیکرم خون ز صد جا رود

به میدان کجا عاشق از جا رود

سرم گر سرنیزه بالا رود

نبیند مرا آسمان سر به زیر

امیری حسین  و نعم الامیر

 

به تن در نگنجد دگر جان من

ببین رقص شمشیر عریان من

بیا ای منافق به میدان من

که وا کرده ام سینه بر تیغ و تیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

مگر آسمان بر زمین آمده

مگر محشر اهل دین آمده

خدایا مگر اربعین آمده

که یکسر خروشند برنا و پیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

مگر اربعین شورش محشر است

که خورشید را خاک غم بر سر است

مگر ماتم سبط پیغمبر است

که می خیزد از نای عالم نفیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

زمین و زمان غرق شور و نواست

که عالم عزادار خون خداست

اگر آرمانشهر تو کربلاست

به میدان در آی و بخوان مثل شیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

حسین اعتقاد و مرام من است

قیام و سجود و سلام من است

امام و امام و امام من است

امامی که او را نباشد نظیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

کویرم اگر، چشمه سار من اوست

زمستانم، اما بهار من اوست

اگر بنده ام، شهریار من اوست

شکوهی شگفت است و شانی خطیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

به دل داغ دارم، نشان حسین

من و حسرت گلستان حسین

منم نوکر آستان حسین

چه دانی از این عزت چشمگیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

ز داغ جنون شعله ور می شوم

اگر تیغ بارد، سپر می شوم

بمیرم اگر، زنده تر می شوم

مرا زندگی زاید از مرگ و میر

امیری حسین و نعم الامیر

 

به عابس که بر تیغ، عریان گذشت

به عباس کز آب عطشان گذشت

به زینب که توفانش از جان گذشت

ندارم جز این بر زبان و ضمیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

به باب الحوائج ، به ماه منیر

به سقای بی دست دریا ضمیر

علمدار افتاده ی دستگیر

به طفلی که خورده ست خون جای شیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

 

جهان پر زکفراست، دین بس مرا

دلی پر زنور یقین بس مرا

غلام حسینم، همین بس مرا

چه گویم جز این مصرع دلپذیر

امیری حسین و نعم الامیر...

 

+ عبدالحسین عارفی ; ٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٩/۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد